آیا جهان‌های موازی واقعاً وجود دارند؟ (۳)

schrodingers

فرض کنید هفت‌تیری رو به مردی نشانه رفته و به ماشینی وصل است که گردش ذره‌ای کوانتومی،‌ مثلاً کوارک، را به‌دور خود می‌سنجد. مرد همراه با هفت‌تیر در اتاقی در بسته قرار دارند اما شما به عنوان ناظر می‌توانید کوارک و جهت گردش آن را ببینید. هربار که ماشه‌ی هفت‌تیر فشرده می‌شود، اگر کوارک در جهت حرکت عقربه‌های ساعت بگردد تیری از هفت‌تیر شلیک می‌شود و اگر خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت بگردد، تیری شلیک نمی‌شود.

بارها و بارها ماشه فشرده می‌شود اما با این‌که هفت‌تیر سالم و پر از گلوله است،‌ هیچ تیری به‌سوی مرد شلیک نمی‌شود و مرد هنوز زنده است. در زمان به عقب برمی‌گردیم، همان زمانی که نخستین بار ماشه کشیده شد. این‌بار همان ابتدا گلوله شلیک می‌شود و مرد می‌میرد. چه اتفاقی افتاده است؟ ما که می‌دانیم بارها ماشه کشیده شده و مرد زنده مانده، پس چطور ممکن است با بازگشت در زمان او مرده باشد؟

درواقع هیچ‌کس نمی‌داند چه بلایی دقیقاً بر سر مرد نازل شده چراکه با هربار کشیده شدن ماشه، جهان به دو نیمه تقسیم می‌شود، در یک نیمه مرد مرده و در نیمه‌ی دیگر هنوز زنده است. این اتفاق هربار رخ می‌دهد. آزمایشی که طرح کردیم، همان آزمایش «خودکشی کوانتومی» است که در بخش قبل درباره‌ی آن گفتیم و باعث شد بار دیگر نظریه‌ی جهان‌های موازی بر سر زبان‌ بیافتد. نخستین بار مکس تِگمارک(Max Tegmark)، کیهان‌شناس دانشگاه پرینستون، این آزمایش ذهنی را در سال ۱۹۹۷/۱۳۷۶ مطرح کرد. در اصل، سطح کوانتومی، کوچک‌ترین سطحی است که تا به حال در دنیا شناخته شده است که در آن ماده آن‌قدر کوچک و ریز است که تحقیق و بررسی علمی درباره‌ی آن اگر نگوییم غیرممکن، بسیار بسیار دشوار است.

احتمالاً با آزمایش «گربه‌ی شرودینگر» آشنا هستید و شاید این پرسش برای‌تان پیش بیاید که تفاوت این آزمایش یا خودکشی کوانتومی در چیست. در سال ۱۹۳۵/۱۳۱۴ اروین شرودینگر ( Erwin Schrödinger) آزمایشی را طرح کرد که در آن گربه همراه با مواد پرتوزا،‌ شمارش‌گر گایگر، چکش و ظرفی شامل هیدروسیانیک اسید درون جعبه‌ای قرار می‌گیرند. در مدت یک ساعت شمارش‌گر گایگر (ابزاری برای اندازه‌گیری پرتوزایی مواد) به محض آغاز واپاشی مواد پرتوزا، چکش را حرکت می‌دهد تا به ظرف مواد سمی برخورد کرده و هیدروسیانیک اسید را آزاد کند. در این مدت شما به عنوان ناظر هیچ تأثیری بر آزمایش نخواهید داشت چون در محیطی بسته روی می‌دهد و البته تا زمانی که در جعبه را باز نکنید وضعیت گربه در حالتی دوگانه سر می‌کند و نخواهید فهمید که آیا گربه مرده است یا خیر؟

تفاوت این آزمایش با خودکشی کوانتومی دقیقاً در همین «ناظر بودن» است. در آن آزمایش شما ناظر گردش کوارک هستید و عملاً بر گردش آن تأثیر می‌گذارید و پیش از اینکه بخواهید در اتاق را باز کنید می‌دانید که فرد درون آن زنده است یا خیر.

شاید همه‌ی این‌ها اندکی گیج‌کننده به‌نظر برسند و با خود بگویید: همه‌ی این آزمایش‌های احمقانه برای چیست؟ و احتمالاً احساس بهتری پیدا کنید اگر بدانید که شرودینگر هم گمان می‌کرد که آزمایش گربه، آزمایشی مسخره است. با این‌حال با پیشرفت علم نظریه‌های دیگری شکل گرفتند و امروز ما می‌دانیم که فقط مکانیک کوانتوم نیست که وجود جهان‌های موازی را پیشنهاد می‌دهد.

دانشمندان از ابتدای قرن ۲۱ تا به حال هرروز قدمی به سوی شناخت بیشتر اجزای سازنده‌ی جهان برمی‌دارند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا بالاخره در سطح کوانتومی ذره‌ای را کشف کنند که همه چیز از آن نشأت می‌گیرد و ساخته می‌شود. آلبرت اینشتین در سال‌های پایان عمر در جست‌وجوی نظریه‌ای واحد بود که پاسخ‌گوی همه‌ی پرسش‌ها باشد، نظریه‌ای یکتا که چهار نیروی بزرگ – هسته‌ای قوی و ضعیف، الکترومغناطیس و گرانش – در هستی را همراه با هم توضیح دهد. البته او موفق به طرح چنین نظریه‌ای نشد ولی این ایده‌ی خیالی نام «نظریه‌ی همه‌چیز» را بر خود گرفت. فیزیک‌دانان کوانتومی حدس می‌زنند که با جست‌وجو در سطح کوانتومی در حال یافتن نظریه‌ی همه‌چیز هستند.

اما عده‌ای دیگر از دانشمندان گمان می‌کنند که سطح کوانتومی، ابتدایی‌ترین سطح عالم نیست و آن‌ها به نظریه‌ی «ریسمان» روی آورده‌اند. نظریه‌ای دیگری که وجود داشتن جهان‌های موازی را پیش‌بینی می‌کند.

درباره نویسنده

166مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 كانوت. محفوظ است.
Powered by Persian Wordpress