آلبرت اینشتین: مردی که امواج گرانشی را پیش بینی کرد

gettyimages-5488039551-1200x800

getty image

هفته ی گذشته خبر کشف مستقیم امواج گرانشی اعلام شد و نشان داد که آلبرت اینشتین راست می‌گفت. او باعث پیشرفت شگرفی در فیزیک شد؛ به طوری که امروز به جای این که به کسی بگوییم نابغه است می‌گوییم طرف اینشتین است. با این وجود چیزهای فراوانی درباره‌ی این مرد وجود دارد که دانستن‌اش جذاب است.

او ویولن می‌نواخت

اینشتین یادگیری ویولن رو از دوران نوجوانی آغاز کرد و تا دوران پیری هم همچنان می‌نواخت تا این‌که دست چپ‌اش دیگر چابکی و دقت لازم سابق را نداشت. او در چند کنسرت‌ خیریه ویولن زد و موسیقی برایش وسیله‌ای برای ایجاد آرامش بود. او یکی از طرفداران جدی آثار موتزارت و باخ بود.

_82393397_einstein-violin

Getty Image

معلم‌اش گفت او به هیچ‌دردی نمی‌خورد

اینشتین و خانواده‌اش به مطبوعات گفته بودند که او به نسبت دیگران در یادگیری راه رفتن و حرف زدن کُند بود. مایا، خواهرش درباره‌ی برادر مشهورش این‌گونه می‌نویسد: «وقتی آلبرت در خانه‌مان در آلمان،  پسربچه‌ای بیش نبود، آشنایان نگران بودند که او هیچ وقت نتواند صحبت کند.»

در مدرسه، از علوم انسانی خوش‌اش نمی‌آمد. در نوشتن مشکل داشت و این احتمال می‌رفت که به بیماری «خوانش‌پریشی» یا Dyslexia مبتلا باشد. به نقل از خواهرش، معلم یونانی اینشتین به او گفته بود که برود زیرا او به هیچ دردی نخواهد خورد.

او نتوانست در امتحان ورودی دانشگاه قبول شود اما موفق شد شغلی دردفتری برای خود دست پا کند که در نتیجه‌ی آن اندکی زمان برای پیشبرد ایده‌های‌اش پیدا کرد.

او مقالات علمی گوناگونی منتشر کرد، شغلی در دانشگاه پیدا کرد، پیشرفت‌های شگرفی در فیزیک حاصل کرد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به نظریه‌ی «نسبیت عام» اشاره کرد که جایزه نوبل سال ۱۹۲۱ را برایش به ارمغان آورد.

مغزش از نظر ظاهری غیرعادی بود

وقتی اینشتین مُرد مغزش برای اندازه‌گیری و وزن‌کشی در اختیار دانشمندان قرار گرفت. قطعاتی از مغزش به نقاط گوناگون دنیا فرستاده شد. تحقیقات نشان دادند که تعداد فراوانی رشته‌ی عصبی در مغز او در کنار هم انباشته شده بودند که همین سبب می‌شد تا مغز او نسبت به افراد دیگر، سریع‌تر پردازش کند. بخشی از مغز او که مسئول محاسبات ریاضیاتی بود از حد معمول بزرگ‌تر بود.

_82399975_fig01_brain_624

مغز اینشتین – تصویر از موزه ملی بهداشت و پزشکی NMHM

البته برخی معتقدند که همه‌ی این‌ها فقط یک سری گمانه‌زنی است وخیلی دشوار است تا ثابت کنیم که بین شکل ظاهری مغز با نبوغ رابطه وجود دارد. اندازه‌ی مغز، فرد به فرد متفاوت است.

آن‌چه که از مغز اینشتین باقی مانده اکنون در نیوجرسی آمریکا نگهداری می‌شود.

او پناهجو بود

پیش از آن که نازی‌ها در آلمان به قدرت برسند اینشتین شهرت خود را داشت. تقریبا برای همه روشن بود که او پیشینه‌ی یهودی دارد. بنابراین با وجود رشد یهودستیزی در اروپا کار کردن برای‌اش بیش از پیش دشوار شد.

در اوایل دهه‌ی ۱۹۳۰، اینشتین کاری در آمریکا پیدا کرد. مدت کوتاهی پس از آن، رایش سوم او را به خیانت متهم کرد. دانشجویان نازی همه‌ی کتاب‌های او را در یک مراسم کتاب‌سوزی سوزاندند. اینشتین به دیگر یهودیان آن زمان هم کمک کرد تا از آلمان فرار کنند و احساس تلخی از ترک وطن داشت. او در نامه‌ای نوشت: « من از این که خود در آرامش زندگی می‌کنم درحالی که دیگران در رنج و عذاب‌اند، شرمسارم.»

قبول نکرد که دومین رئیس جمهور اسرائیل شود

در سال ۱۹۵۲ سفیر اسرائیل در آمریکا به نمایندگی از نخست‌وزیر طی نامه‌ای از اینشتین پرسید که آیا قبول می‌کند رئیس‌جمهور شود؟ در این نامه به او اطمینان داده شده بود که آزادی و تسهیلات کامل برای پیگیری فعالیت‌های علمی برای او فراهم خواهد شد.

اما مانند بقیه پیشنهادها، اینشتین این درخواست را هم نپذیرفت. او در پاسخ گفت که بسیار تحت تأثیر قرار گرفته اما به علت کهولت سن و شخصیت‌اش برای این جایگاه مناسب نیست. «من در همه‌ی عمرم با مسائل ابجکتیو سر و کار داشتم؛ با این تفاسیر من استعداد طبیعی و تجربه برای تعامل مناسب با مردم و کارکردهای رسمی را ندارم. من در این شرایط بسیار نگران‌ام زیرا از زمانی که متوجه وضعیت متزلزل‌مان میان جامعه‌ی جهانی شدم، رابطه‌ی من با یهودی‌ها مبدل به محکم‌ترین پیوند انسانی من شده است.»

چیزهایی که گفت و نگفت

نقل مشهوری وجود دارد که می‌گوید اگر نمی‌توانی چیزی را به‌سادگی توضیح دهی به‌خوبی آن را نفهمیده‌ای. معمولاً این گفتار را به اینشتین نسبت می‌دهند اما مدرک تاریخی برای اثبات آن وجود ندارد. نسخه‌های مختلفی از این نقل قول قرن‌ها پیش مطرح شده است.

در واقع بسیاری از نقل قول‌ها به اشتباه به اینشتین نسبت داده شده اند اما در این میان گروهی از نقل قول‌ها واقعی هستند. برای مثال اینشتین گفته است: « تخیل از دانش اهمیت بیشتر دارد. زیرا دانش محدود است اما تخیل همه‌ی جهان را دربرمی‌گیرد، ذوق پیشرفت ایجاد می‌کند و باعث ایجاد تکامل می‌شود». این نقل قول طی مصاحبه‌ای در روزنامه‌ای در سال ۱۹۲۹ چاپ شد.

اینشتین در دهه‌ی ۱۹۵۰، چند سال پیش از مرگ‌اش، از این‌که این همه‌ از او نقل قول می‌کردند ناراضی بود. او گفت: « در گذشت سابقه نداشت که هرچیز معمولی که می‌گفتم، ثبت کنند یا در بوق و کرنا بکنند. مگرنه من بیشتر در لاک خودم می‌خزیدم.»

_82399978_75952740

عکسی مشهور زبان درازی
گاهی اوقات مشهور بودن برای اینشتین ملال‌آور می‌شد. او در ۷۱ امین سالروز تولدش دیگر خسته شده بود تا برای عکاسان ژست بگیرد. به همین خاطر در هنگام عکاسی زبانش را بیرون آورد. همین تصویر تبدیل به تصویری شاخص شد و اینشتین هم تعدادی از آن، برای خود سفارش داد تا برای دوستان‌اش ارسال کند.

برگرفته از BBC

برچسب :

درباره نویسنده

173مطلب نوشته است .

mziyazi@gmail.com

تمام حقوق این سایت برای © 2017 كانوت. محفوظ است.
Powered by Persian Wordpress