در بهشت فضانوردان (بخش پایانی)

0)

دو بخش گفت‌وگوی کانوت با سیروس برزو را تقدیمانتان کردیم. امروز بخش سوم و پایانی این گفت‌وگو را بخوانید.

سیروس برزو، یکی از پیشکسوتان عرصه‌ی ترویج علم کشور است که تا امروز از هر موقعیتی برای معرفی علم، به ویژه فضا و فضانوردی استفاده کرده است. او روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و پژوهش‌گر تاریخ فضانوردی است و بیست سال گذشته را در کشور روسیه به تحقیق درباره‌ی فضانوردی و همچنین تدریس زبان فارسی پرداخته است. حافظ آهی، مستندساز و برنامه‌ساز علمی در روز علم سال ۱۳۹۱ در گفت‌وگویی با سیروس برزو به سابقه‌ی فعالیت‌های ترویجی او در علم فضانوردی ایران پرداخته است.

گفت‌وگوکننده: حافظ آهی

چه سالی به روسیه رفتید؟

سال ۱۹۹۳ بود.  در روسیه شروع به تدریس در دانشگاه کردم و مجله‌ای هم به نام مجله‌ی پیوند به زبان فارسی برای ایرانیان چاپ می‌کردم.

مجله در چه حوزه‌ای منتشر می‌شد؟

 به طور کلی مجله‌ای بود به زبان فارسی در مورد روسیه. هر چیزی که مورد نیاز ایرانیان بود. مثلاً ایرانیانی که به روسیه می‌آیند بدانند گوشت حلال از کجا تهیه کنند، نان بربری از کجا بخرند، یا نخود و لوبیا از کجا.

تیراژ این مجله چقدر بود؟

3

در کنار انوشه انصاری و همسرش؛ سه همشهری خادم فضا و فضانوردی

به هر حال این مجله را چاپ کردم و تدریس زبان فارسی را هم در دانشگاه شروع کردم و بعد خانواده‌ام را هم به آن‎جا بردم. طبیعی است که برای من که عشق فضانوردی داشتم، روسیه و مسکو امکان بسیار خوبی بود. من به دوستانم می‌گویم که در مجله‌ی مرزهای بیکران فضا کاملاً خالصانه عمل کردم و خدا هم مزد اخلاص من را این طور داد که به بهشت فضانوردی رفتم. آنجا برای من بهشت بود. اینکه با فضانوردان و دانشمندان فضایی نشست و برخاست داشته باشم و گفت‌وگو کنم. بهشت هر کس مخصوص خودش است. بهشت من این بود که با فضانوردان دمخور باشم.

جمع کردن عکس فضانوردان در سال‌های پیش کار خودش را کرد؟

بله. آن‌جا توانستم خودشان را ببینم و نه فقط عکس‌هایشان را. به تدریج زبان روسی را هم آموختم که بتوانم مستقیم با آن‌ها ارتباط برقرار کنم.

و همزمان در دانشگاه زبان فارسی درس می‌دادید؟

 بله. تدریس می‌کردم و از این فرصت استفاده کردم و رفاقتم را با آن‌ها تقویت کردم.

خدا مزد اخلاص من را این طور داد که به بهشت فضانوردی رفتم. آن‌جا برای من بهشت بود. اینکه با فضانوردان و دانشمندان فضایی نشست و برخاست داشته باشم و گفت‌وگو کنم. بهشت هر کس مخصوص خودش است. بهشت من این بود که با فضانوردان دمخور باشم.

چه شد که به ایران برگشتید؟

 من هنوز قطعاً برنگشته‌ام. تصمیم به برگشت دارم. الان چند ماه است که اینجا هستم. بالاخره بیست سال آنجا بودم و ذخیره‌ی خوبی را جمع کرده‌ام. یکی از کارهایی که کردم این بود که تقویمی داشتم و هنوز دارم که روز تولد فضانوردان و خانواده‌هایشان را یادداشت کرده‌ام. در روز تولدشان زنگ می‌زدم و تبریک می‌گفتم یا هدیه‌ای برایشان می‌بردم که برای آنها خیلی جالب بود. در مقابل آنها هم هدایایی به من داده‌اند که برای من جالب بود.

1

در کنار آناتولی سالاویف رکودددار راه‌پیمایی در فضا

 این هدایا الان یک موزه یا کلکسیون کوچک شخصی است که فکر می‌کنم ارزش خیلی زیادی داشته باشد.

 یک کلمه از حرف شما را عوض می‌کنم و آن «کوچک» است. چون هم موزه است و هم شخصی، اما کوچک نیست. آرشیوی که من دارم بیشتر از دو هزار وسیله و عکس و ابزار مختلف، از ماکت سفینه و موشک، یا غذای فضانوردان و عکس‌های امضا شده و چیزهای دیگر است. حتی برای خارج کردن بعضی از اینها از روسیه مشکل داشتم. یعنی گمرک اجازه‌ی خروج نمی‌داد و می‌گفت درست است که متعلق به شماست اما چون جزو میراث فرهنگی روسیه است باید در روسیه بماند. این مجموعه بسیار باارزش است که به جرأت می‌توانم بگویم در سطح جهان اگر بی‌نظیر نباشد، حتماً کم نظیر است. بالاخره این‌ها را بعد از بیست سال به ایران آورده‌ام و آرزو دارم مسئولانی که علاقه‌مند هستند محلی را در اختیار من بگذارند که من بتوانم این وسایل را به طور دائم آنجا قرار دهم تا دانش‌آموزان و علاقه‌مندان بیایند و ببینند. تا زمانی هم که خودم زنده هستم به عنوان یک نقال آنجا باشم و برای علاقه‌مندان نقالی فضایی بکنم. امیدوارم بتوانم در این سال‌هایی که زنده هستم جوانی را تربیت کنم که بعد از من این ماجرا را ادامه بدهد.

اشاره می‌کنم به مدال زیبای روی سینه‌تان. لطفاً درباره‌ی این مدال هم برای خوانندگان ما توضیحی بدهید.

 فضانوردان روس یک فدراسیون تشکیل داده‌اند و همه‌شان اعضای این فدراسیون هستند. یکی از کارهای این فدراسیون تجلیل از کسانی است که در ترویج دانش فضانوردی، چه در روسیه و چه در کشورهای دیگر سهیم هستند. طبیعی است که کسی مثل من که نزدیک به سی و سه سال، کار و فعالیتم ترویج علم و نوشتن کتاب و مقاله و گزارش درباره‌ی فضانوردی بوده و آنها هم از نزدیک با فعالیت‌های من آشنا هستند، نزدیک دو سال پیش این مدال را به دلیل خدمات در ترویج دانش فضانوردی توسط آقای گاربادکو که رئیس این فدراسیون است به من هدیه شد.

برایم بسیار جذاب است که می‌بینم در هر شهر حتی کوچکی انجمن‌های نجومی با تعداد زیادی عضو داریم. این نشان می‌دهد که علاقه‌مندان علم در این مملکت ببسیار زیاد شده‌اند و علم گسترش زیادی پیدا کرده است.

 اون عکسی که بر مدال حک شده تصویر یوری گاگارین است؟

خیر. این عکس خود آقای گاربادکو است. به دلیل اینکه خود ایشان بنیانگذار این فدراسیون بوده و تلاش بسیار زیادی برای ترویج دانش فضانوردی کرده و به کشورهای مختلف، حتی ایران، سفر کرده، اعضای فدراسیون تصمیم گرفتند تصویر خود ایشان را روی مدال فدراسیون حک کنند و ایشان را به عنوان بزرگ‌ترین مروج بشناسند و بعد از این هم ایشان رأی نهایی را برای اهدای این مدال می‌دهد.

5jpg

در کنار پاول وینوگرادوف فضانوردی که آثار استاد فرشچیان را به فضا برد.

 البته در این بیست سال هم مقاله‌های من به طور مرتب در نشریات علمی ایران چاپ می‌شد و ارتباطم قطع نشده بود. اما مهم‌ترین تفاوتی که می‌توانم به آن اشاره کنم این است که در آن زمان که من نشریه‌ی فضا را در می‌آوردم، اگر نشریه بیش از سه هزار نسخه فروش می‌کرد برایمان بسیار خوشحال کننده بود. در عین حال که تعداد نشریات علمی هم کم بودند. اما امروز تعداد نشریات علمی بیشتر شده و تیراژ آن‌ها هم بالا است. در این مدت که من به ایران آمده‌ام و برای سخنرانی یا برگزاری کارگاه به شهرستان‌های مختلف دعوت شده‌ام، برایم بسیار جذاب است که می‌بینم در هر شهر حتی کوچکی انجمن‌های نجومی با تعداد زیادی عضو داریم.

این نشان می‌دهد که علاقه‌مندان علم در این مملکت ببسیار زیاد شده‌اند و علم گسترش زیادی پیدا کرده است. فقط اگر اجازه بدید این نکته را اضافه کنم که متأسفانه مسئولان این حوزه در مقابل جوان‌های علاقه‌مند احساس مسئولیت نمی‌کنند. یعنی این تشکیلات نیازمند حمایت‌های درست است. من خودم توسط مجله‌ی آسمان شب برای رصد بارش شهابی دعوت شدم. خیلی برایم جالب بود که نزدیک به پنجاه جوان آن موقع شب در بیابان جمع شده بودند و همه سر به هوا بودند. البته نه از آن نوعی که در اصطلاح به کار می‌رود. همه محو آسمان بودند. به طوری که فکر می‌کنم اگر فردای آن شب این بچه‌ها یکدیگر را در خیابان می‌دیدند، هیچکدام دیگری را نمی‌شناختند. وقتی پنجاه جوان اینقدر عشق و علاقه به موضوعی دارند که هیچ هزینه‌ای هم ندارد باید از آن حمایت کرد. لازم نیست به شهاب‌سنگ‌ها پول بدهیم که روی سرمان بریزند. دوستان و مسئولان که مرتب شعار تهاجم فرهنگی می‌دهند و می‌گویند جوانان ما در معرض تهاجم فرهنگی هستند، می‌توانند با حمایت از این جوان‌ها با تهاجم فرهنگی مقابله کنند. آموزش علم که بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و حتی اگر در چین باشد باید به دنبال آن رفت، فقط نباید در شعار باشد. باید به آن عمل هم بکنیم. با حمایت از این انجمن‌های علمی می‌شود از علم حمایت کرد. چرا کسی کمک نمی‌کند؟

 الان به چه کاری مشغولید؟

 چند ماهی است به دعوت ماهنامه‌ی آسمان شب، بخش فضایی این نشریه را فعال‌تر کرده ام و خوشبختانه دوستان مسئول در این نشریه هم دستم را در ایجاد تغییر و تحولات باز گذاشته اند. ضمناً به دو مرکز هم وارد صحبت شده ایم تا چنانچه خدا بخواهد نخستین نمایشگاه دائمی ترویجی فضانوردی در ایران را راه‌اندازی کنم.

 

برچسب :

درباره نویسنده

179مطلب نوشته است .

[email protected]

  • موحدي

    خیلی گزارش عالی بود
    جالبه بدونید آقای برزو نمایشگاه دائمی انسان وفضا رو در فرهنگسرای اشراق تهران افتتاح کردند که آماده بازدید علاقه مندان به فضا است.

  • ستاره درخشان

    سلام.

    جالب بود.تشکر

  • اخترشناس جوان

    از خواندن این مصاحبه بسیار لذت بردم. دست شما درد نکند. از آشنایی با این بزرگوار هم بسیار خوشحال شدم.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 كانوت. محفوظ است.
Powered by Persian Wordpress