زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۳)

space-tourists-anousheh-ansari

در این زمان انوشه، که همچنان در آرزوی سفر به فضا بود، شروع کرد به تحقیق درباره‌ی این‌که افراد عادی (غیرفضانورد) چطور می‌توانند به فضا سفر کنند. او متوجه شد که با گذشت این همه سال از آغاز عصر فضا هنوز هیچ امکانی برای افراد عادی وجود ندارد که به فضا سفر کنند.

همچنین خانواده‌ی انصاری در این فکر بودند که با پول به‌دست‌آمده از فروش شرکت قبلی شرکت جدیدی را در زمینه‌ی خدمات اینترنت تأسیس کنند. در این زمان فردی از بنیاد جایزه‌ی ایکس با آن‌ها تماس گرفت. هدف این شرکت تشویق شرکت‌های علاقه‌مند و مرتبط برای ساختن فضاپیمایی بود که سفر مسافران عادی به فضا را ممکن کند. به‌سبب علاقه‌ی بسیار انوشه و البته امیر به سفر فضایی و از آن‌جاکه اهداف این شرکت را هم‌سو با آرزوها و امیدهای خود می‌دیدند، تصمیم گرفتند در این جایزه مشارکت کنند. جایزه‌ی انصاری ایکس پرایز سرانجام در ۴ اکتبر ۲۰۰۴ (۱۳ مهر ۱۳۸۳) در چهل‌وهفتمین سالگرد ارسال فضاپیمای اسپوتنیک به فضا، به فضاپیمایاسپیس‌شیپوان تعلق گرفت که توانست از پس این مسابقه برآید. پس از اهدای این جایزه، میلیاردر آمریکایی، ریچارد برانسُن، اعلام کرد که شرکتش،Virgin Galactic،به همراه برنده‌ی این جایزه مشغول ساخت فضاپیمایی برای سفرهای زیرمداری در آینده می‌شوند.

Daisuke_Enomoto_and_Anousheh_Ansari

انوشه انصاری همراه با توریست فضایی ژاپنی دایس‌که انوموتو

انوشه و حمید در زمستان ۱۳۸۴ راهی روسیه شدند. چند روز نخست به برخی آزمایش‌های پزشکی نسبتاً دشوار – ازجمله آزمایش صندلی چرخان، نوار مغز، تصویربرداری فراصوت از گردن و رگ‌های چشم، نوار قلب، آزمایش خون، تست‌های روان‌شناسی، و آزمایش اتاق فشار که در آن فشار هوا تا فشار معادل ارتفاع پنج هزار متری کاهش می‌یابد و تست‌های پزشکی در این حالت انجام می‌شود–در شهرک ستارگان گذشت و همچنین ملاقاتی با دایس‌که انوموتو (توریست فضایی ژاپنی) که قرار بود در شهریور ۱۳۸۵ به مدار برود. در روز ششم نوبت به آزمایش گریز از مرکز رسید که تجربه‌ی نیرویی تا g8 است.

به گفته‌ی مدیر این بخش و پزشک حاضر در آن‌جا ۶۰ درصد فضانوردان در این آزمایش بیهوش می‌شوند. آن‌ها به حمید اخطار دادند که انوشه هم حتماً در این آزمایش بیهوش می‌شود ولی جای هیچ نگرانی نیست. توصیف خود انوشه را از این آزمایش به نقل از کتابش بخوانید:

«مرا روی صندلی مخصوص نشاندند و تسمه‌ها را بستند. سپس صندلی به حالت افقی درآمد و وارد محفظه‌ای شد که دریچه‌اش بسته شد. دو دسته‌فرمان (joystick) در اختیارم بود. یکی را باید مدام فشار می‌دادم تا آن‌ها آن بیرون از به‌هوش‌بودن یا بیهوش‌شدن من باخبر می‌شدند. دیگری را باید وقتی فشار می‌دادم که چراغ‌های LEDکوچک درون محفظه چشمک می‌زدند. داخل دریچه هیچ پنجره‌ای به بیرون وجود نداشت، بنابراین من هیچ چارچوب مرجعی نداشتم. تمرکزم را روی چراغ‌های صفحه‌ی مقابلم جمع کردم. صدایی از من پرسید آماده‌ام؟ و وقتی آمادگی‌ام را اعلام کردم بلافاصله حرکت دستگاه شروع شد. صدا مقدار g را اعلام می‌کرد. در g2 فشار را روی سینه‌ام حس می‌کردم. در g3 انگار انگشتانی نامرئی پوست صورتم را می‌کشیدند. در g4 شروع کردم به عرق‌ریختن. در این هنگام LEDها چشمک زدند و من دکمه‌ی درست را فشار دادم. هم‌زمان تست بینایی هم روی چشم من انجام می‌شد. ناگهان دستگاه ایستاد و صدا از من پرسید که حالم چطور است؟ و پنج دقیقه هم استراحت دادند. مشتاق ادامه‌ی آزمایش بودم. فشار g4 به آن سختی نبود که تصور می‌کردم ولی نمی‌دانستم آیا می‌توانم g8 را تحمل کنم یا نه! دوباره حرکت دستگاه شروع شد. در g5 دهانم خشک و تنفس دشوار شده بود. وقتی به g6 رسید فشار بسیار عظیم بود. احساس می‌کردم صورتم از هم می‌پاشد. در g7 نمی‌توانستم آب دهانم را قورت بدهم. زبانم مثل تکه‌ای چوب شده بود. دوباره نورها چشمک زدند و من دکمه را فشردم: g8 !

«عرق می‌ریختم،‌ از چشمانم اشک سرازیر بود و به‌سختی نفس‌های کوتاهی می‌کشیدم. قفسه‌ی سینه‌ام فشرده می‌شد. احساس می‌کردم دهانم پُر از ماسه است. باز هم نورهای چشمک‌زن؛ و باز هم دکمه را فشار دادم. هنوز می‌توانستم حروف روی صفحه‌ی تست بینایی را بخوانم ولی نه ریزترین حروف را. هوا را با فشار به درون ریه‌های فشرده‌ام فرو می‌دادم و بیرون می‌دادم. صدا گفت «ده ثانیه‌ی دیگر!». شروع کردم به شمارش در ذهنم: هزارویک، هزارودو، … بعد به g7 برگشتم، بعد g6، در g5 همه‌چیز خوب شد. در g4 کاملاً حسی عادی داشتم و دستگاه ایستاد.»

این آخرین روز آزمایش‌ها بود ولی جواب تا دو هفته‌ی بعد از آن مشخص نمی‌شد… 

از همین مجموعه:

زنان فضانورد: از کارخانه‌ی نخ‌ریسی تا پرواز به فضا

زنان فضانورد: سالی راید

زنان فضانورد: شَنون لوسید؛ فضانورد افسانه‌ای ناسا

زنان فضانورد: سوِتلانا ساویتسکایا؛ رویای پرواز او را به فضا رساند

زنان فضانورد: از سرزمین آفتاب به سوی فضا

زنان فضانورد: آیلین ماری کالینز

زنان فضانورد: کریستا مَک‌آلیف؛ آموزگار تاریخی که به تاریخ پیوست

زنان فضانورد: جودیت رِزنیک؛دومین زن کشته‌شده در سانحه‌ای فضایی

زنان فضانورد: لارل کلارک؛ زندگی، جادویی که همه‌جا جریان دارد

زنان فضانورد: پیشگامان سرمشقی ندارند

زنان فضانورد: مسافران چشم‌بادامی فضا

زنان فضانورد: فضانورد هندی- آمریکایی؛ صاحب دو رکورد در پرواز فضایی

زنان فضانورد: باربارا ردینگ مورگان؛ سرانجام آموزگاری به فضا رفت

زنان فضانورد: مِی جِمیسن؛ نخستین زن آفریقایی‌تبار در فضا

زنان فضانورد: مارگارت رِی سِدان؛ پزشک فضانورد

زنان فضانورد: بانی دانبار؛ علم‌آموزی، کلید حل مشکلات

زنان فضانورد: روبرتا باندر، نخستین زن فضانورد کانادایی

زنان فضانورد: هلن پاتریشیا شارمن

زنان فضانورد: پگی آنت ویتسون

زنان فضانورد: آنا لی فیشر؛ نخستین مادر در فضا

زنان فضانورد: کاترین سالیوان؛ زمین‌شناس فضانورد

زنان فضانورد: ساندرا هل مگنس؛ آخرین زنی که با شاتل به فضا سفر کرد

زنان فضانورد: کاترین تورنتون یکی از زنان رکورددار در راهپیمایی فضایی

زنان فضانورد: پَمِلا مِلروی؛ دومین فرمانده‌ِ زن در مأموریت‌های شاتل فضایی

زنان فضانورد: لیزا ماری نواک؛ نخستین فضانوردی که از ناسا اخراج شد!

زنان فضانورد: هایده‌ماری اشتفانیشین-پیپر؛ نخستین فضانورد اوکراینی‌تبار

زنان فضانورد: نَنسی جَن دیویس؛ نخستین پرواز زوجی فضانورد به فضا

زنان فضانورد: سوزان هِلمز؛ مشارکت در طولانی‌ترین راه‌پیمایی فضایی

زنان فضانورد: ننسی شرلوک کوری؛ حضور در مأموریت آغاز ساخت ایستگاه فضایی

زنان فضانورد: وندی لارنس؛ نخستین فارغ‌التحصیل زن نیروی دریایی که به فضا سفر کرد

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۲)

زنان فضانورد:دیگر فضانوردان زن (۳)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۴)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۵)

 زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۶)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۷)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۸)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۹)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱۰)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱۱)

زنان فضانورد: فضانوردان دیگر کشورها (۱)

زنان فضانورد: فضانوردان دیگر کشورها (۲)

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۲)

درباره نویسنده

146مطلب نوشته است .

  • دستتون درد نکنه واقعا گل کاشتید دست مریزاد بینهایت سپاسگذارم.مرسی

تمام حقوق این سایت برای © 2017 كانوت. محفوظ است.
Powered by Persian Wordpress